|
|
|
|
|
ماروگرفتی به خداماخودمون آخرشیم
اگه رو راست باشه یکی ماخودمون نوکرشیم ماگرگ بارون دیده ایمکلاه نمیره سرمون چیزی به این سادگیاکه نمیشه باورمون اگه به پاش بیفته ماتودهن شیرم می ریم اگه برماتب کنن ما هم براشون میمیریم اینقده زیرآبی نروازپشت کوه نیومدیم توی شلنگ شنا نکن این کارارم ما بلدیم مشت تو واشداخرش توزرد از آب دراومدی هرچی که گفتی نبودی فکرکردی خیلی بلدی؟ می خای به تخته بزنم یهو یه وقت چشم نخوری؟ استامینفون کدیین ماکه خوبیم توچطوری؟ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 15:38 توسط فاطمه
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 16:42 توسط فاطمه
|
|
||