تبليغاتX
قلب قراضه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 9:34  توسط فاطمه  | 

چون قیدریشه مانع پروازمی شود

پروانه رابدونه پدرآفریده است

پای مرابرای به تورسیدن

پای تورابرای سفرافریده است

می خواست کوره در دل آدم بناکند

مقدورچون نبودآدم آفریده است

فدای عذیزترینم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 9:19  توسط فاطمه  | 

اول یه تشکرازتمام دوستام که به من سرمیزنن

یه دوست دارمم به کسی که خودش میدونه

الهی تادلت راغم نگیرد

نگرددچهرهات درهم نگیرد

زمان مانده رادریاب تاغم

زدستت این زمان راهم نگیرد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 9:36  توسط فاطمه  | 

ازبس که خدابه مادوتابدبین است

ازفرط خجالت سرمان پایین است

مامتهم ردیف اول هستیم

عاشق شده ایم جرممان سنگین است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 14:54  توسط فاطمه  | 

نگاهت رابرايم دام كردي

به يك عشوه دلم راخام كردي

خودت رفتي وازعشقم بريدي

ولي اينجامرابدنام كردي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 10:3  توسط فاطمه  | 

کسی که یه روزی دلش با من بود

ببین قلبش شده یه تیکه از سنگ

کسی که لاف عاشقی رومی زد

ببین تنهام گذاشت باکلی نیرنگ

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 10:34  توسط فاطمه  | 

چرابامن وعشق یمان نبستی؟

دلت بشکند دلم راشکستی

توکه قصدعاشق شدن رانداری

چراروبروی نگاهم نشستی؟

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 14:53  توسط فاطمه  | 

سکوت سر شار از ناگفته هاست

گفتنی ها کم نیست

من وتو کم گفتیم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 7:42  توسط فاطمه  | 

نونت نبودآبت نبود این دل سپردنت چی بود؟

واسه چی عاشقش شدی؟

مگه کی بود مگه چی بود؟

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 11:6  توسط فاطمه  |