تبليغاتX
قلب قراضه
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 0:55  توسط فاطمه  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 0:55  توسط فاطمه  | 

درميخانه كه بازاست،پس چراحافظ گفت:دوش ديديم كه درميخانه زدند؟...
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 0:54  توسط فاطمه  | 

گاه گاهی

 که به درددل خشود می خندم

خلق دارندتصورکه دلی خوش دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 12:13  توسط فاطمه  | 

دلم به حال گل وسروولاله میسوزد

زبس که باغ طبیعت پرآفت است ای دوست

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:40  توسط فاطمه  | 

نگوبارگران بودیم ورفتیم 

                نگونامهربان بودیم ورفتیم

اینهادلیل محکمی نیست

                بگوبادیگران بودیم ورفتیم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:36  توسط فاطمه  | 

به نازخفته چه داندکه دردمندفراق

چه می گذراندبه شب الا خصوص غریب

***

چرادنیاپرازحادثه های وارونه

عاشق کسی می شی که عاشقی نمی دونه؟

***

به چشمانت بیاموز که هرکس ارزش دیدن ندارد

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 12:15  توسط فاطمه  | 

خداحافظ  همین حالا
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 16:57  توسط فاطمه  | 

ماروگرفتی به خداماخودمون آخرشیم

اگه رو راست باشه یکی ماخودمون نوکرشیم

ماگرگ بارون دیده ایمکلاه نمیره سرمون

چیزی به این سادگیاکه نمیشه باورمون

اگه به پاش بیفته ماتودهن شیرم می ریم

اگه برماتب کنن ما هم براشون میمیریم

اینقده زیرآبی نروازپشت کوه نیومدیم

توی شلنگ شنا نکن این کارارم ما بلدیم

مشت تو واشداخرش توزرد از آب دراومدی

هرچی که گفتی نبودی فکرکردی خیلی بلدی؟

می خای به تخته بزنم یهو یه وقت چشم نخوری؟

استامینفون کدیین ماکه خوبیم توچطوری؟ 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 15:38  توسط فاطمه  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 16:42  توسط فاطمه  |