تبليغاتX
قلب قراضه
گاه گاهی

 که به درددل خشود می خندم

خلق دارندتصورکه دلی خوش دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 12:13  توسط فاطمه  | 

دلم به حال گل وسروولاله میسوزد

زبس که باغ طبیعت پرآفت است ای دوست

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:40  توسط فاطمه  | 

نگوبارگران بودیم ورفتیم 

                نگونامهربان بودیم ورفتیم

اینهادلیل محکمی نیست

                بگوبادیگران بودیم ورفتیم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:36  توسط فاطمه  | 

زغم کسی اسیرم که زمن خبرندارد

عجب از من که دراواثرندارد

غلط است هرکه گوید دل به دل راه دارد

دل من زغصه خون شددل اوخبرندارد

ازخدافقط یه چیزی می خوام اونم آدم شدنه اونه:به قول دوستام آخه اون آدمه که دوسش داری؟راستم میگن الان باکسی آشناشدم که میگه واسم میمیره

حالامن میمونم ویه زندگی

باکسی که عاشق ومقدسه                   باکسی که گفته هرچی توبگی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 17:49  توسط فاطمه  | 

هروقت گلی گلی روبوکردی نگاش نکن چون اگه نگاهه توروبه خاطربسپاره شوق دوباره دیدنت اونوپرپرمیکنه

خداکنه که بادبرسونه به گوشش:بدونه که دنیاهمینجورنمیمونه ماهم خدایی داریم خدامون بزرگه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 17:39  توسط فاطمه  | 

سلام.یهخ مدتی بود که نبودم خیلی دلم واسه وبم تنگ شده بود:اومدم بگم می خوام عشقم وفراموش کنم چونکه خیلی نامرده خیلی.

تسلیت سنگ صبورم

                دیگه اون دوست نداره

سهم اون یه عشق تازه است

              سهم توطناب داره

بسه اشکاتونگه دار

             غم تویکی دوتانیست

پانزارروی غرورت              جای اون به زیرپانیست

کاشکی میدونست که چقدردوسش دارم  که چقدرواسه خاطرش عذاب کشیدم   ولی ازمن به همه نصیحت که هیچ موقع عاشق نشین:میگفت اگه می خوای نفرینم کن منم می خواستم که دعاکنم که الهی عاشق بشه امادتم نیومد همیشه واسش آرزومیکنم که خوشبخت شه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 17:32  توسط فاطمه  | 

بروای یارکه ترک توستمگرکردم

حیف ازآن عمرکه درپای تومن سرکردم

عهدوپیمان توباماووفابادگران

ساده دل من که قسمهای توباورکردم

به خداکافراگربودبه رحم آمده بود

زان همه ناله که من پیش توکافرکردم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 17:20  توسط فاطمه  | 

به نازخفته چه داندکه دردمندفراق

چه می گذراندبه شب الا خصوص غریب

***

چرادنیاپرازحادثه های وارونه

عاشق کسی می شی که عاشقی نمی دونه؟

***

به چشمانت بیاموز که هرکس ارزش دیدن ندارد

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 12:15  توسط فاطمه  | 

خداحافظ  همین حالا
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 16:57  توسط فاطمه  | 

ماروگرفتی به خداماخودمون آخرشیم

اگه رو راست باشه یکی ماخودمون نوکرشیم

ماگرگ بارون دیده ایمکلاه نمیره سرمون

چیزی به این سادگیاکه نمیشه باورمون

اگه به پاش بیفته ماتودهن شیرم می ریم

اگه برماتب کنن ما هم براشون میمیریم

اینقده زیرآبی نروازپشت کوه نیومدیم

توی شلنگ شنا نکن این کارارم ما بلدیم

مشت تو واشداخرش توزرد از آب دراومدی

هرچی که گفتی نبودی فکرکردی خیلی بلدی؟

می خای به تخته بزنم یهو یه وقت چشم نخوری؟

استامینفون کدیین ماکه خوبیم توچطوری؟ 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 15:38  توسط فاطمه  |